![]() |
![]() |
|
| منو تو کی ... |
|
اندوه تمام وجودم را گرفته است نمی دانم خدا چه سرنوشتی برایم رقم زده دیگر امیدی برای ادامه دادن ندارم
آخر چرا تمام سنگینیها یه جا برای من جمع شده است همیشه در فکر تو خواهم بود روزگار بر خلاف آرزوهایم گذشت وای کاش بودی و میدیدی که لحضه ها بی تو می میرند واسه با تو بودن انتقام از می گیرند
خدایا به کدامین گناه سوخته ام
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1385ساعت 14:1 توسط بچه پر رو |
|
|
دستها بالا بود.
هر کسی سهم خودش را طلبید. سهم هر کس که رسید،
داغ تر از دل ما بود
ولی
نوبت من که رسید،
سهم من یخ زده بود!سهم من چیست مگر یک پاسخ
پاسخ یک حسرت!
سهم من کوچک بود
قد انگشتانم
عمق آن وسعت داشت
وسعتی تا ته دلتنگیها
شاید از وسعت آن بود
که بی پاسخ ماند! |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیست و دوم آبان 1384ساعت 13:47 توسط بچه پر رو |
|
|
کوير نشه دلاي ما ، مثله بارون شيم بباريم آفتاب بايد طلوع کنه ، خورشيد بايد نور بزنه
رو تن سبز لحظه ها ، خاطره هامون بمونه
دست سپید دل ما باید پل عاطفه شه
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه هشتم آبان 1384ساعت 12:13 توسط بچه پر رو |
|
|
وقتی که نگاهم به نگاهت خیره میشه دوست دارم زمان بایسته برای همیشه چشمامون ببندیم و بریم تا ته رویا اونجائی که هیچ وقت گلی پژمرده نمی شه هر چی غم داری از دل نازکت بگیرم اگه اشک از چشات جاری بشه برات بمیرم سر رو شونه هام بزاری و برات بخونم یاد تو و اسم تو باشه ورد زبونم ، مهربونم آرزوم بی تو محاله لحظه هام بی تو سواله بی تو مقصد خیلی دوره ، راه عشقم بی عبوره من نمی خوام تو خیالم ، بگمت عاشقت هستم دوست دارم که راستی راستی حس کنم تو رو تو دستم |
|
+ نوشته شده در
شنبه هفتم آبان 1384ساعت 19:30 توسط بچه پر رو |
|
|
دلی کوچیک دارم از جنس شیشه
که هیچ چیز توی اون پنهون نمیشه نه می تونه بسازه با غم و درد نه توش یک زره از نفرت جا میشه توی تنگ بلور نازک اون به جز عشق عزیزش جا نمیشه !
|
|
+ نوشته شده در
شنبه هفتم آبان 1384ساعت 19:8 توسط بچه پر رو |
|
|
ای کاش می دانستی چشمان تو چه با من کرد که هیچ گاه نتوانستم در آن چشمان سیاه بنگرم و در آن غرق شوم. دریای محبت نهفته در آنها طوفانی عظیم داشت که در ژرفای آبهایش آرامشی عمیق به ماهیان وجود من می داد اما هرگز نتوانستم که شرم و حیا مرزی بود برای فرارم از آن تلاطم و آرامش. گفتم فرار چون که تن رنجور من طاقتش را ندارد.
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه پنجم آبان 1384ساعت 16:31 توسط بچه پر رو |
|
|
نمی گويم فراموشم مکن هرگز ولی گاهی به ياد آور رفيقی را که ميدانی نخواهی رفت از يادش |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه پنجم آبان 1384ساعت 13:53 توسط بچه پر رو |
|
|
بدترين درد انتظاره و بدترين نوع انتظار اونيه که اينقده طولاني بشه که به اصل قرارت شک کني
گفتم شاید ندیدنت از خاطرت دورم کنه دیدم ندیدنت فقط می تونه که کورم کنه گفتم صداتو نشنوم شاید که از یادم بری دیدم تو گوشام جز صدات نیستش صدای دیگری |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه بیست و هشتم مهر 1384ساعت 17:23 توسط بچه پر رو |
|
|
ای که تقدیر تو را دور ز من ساخت سلام نامه ای دارم از فاصله ها چند شب بود که من خواب تو را می دیدم اومدی برات تعریف می کنم
اگه می خوای بدونی چقدردوستت دارم برو زیر بارون و قطره های بارون و بگیر اونایی رو که می تونی بگیری تو منو دوست داری و اونایی رو که نمی تونی بگیری من تو رو دوست دارم
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه بیست و هشتم مهر 1384ساعت 14:29 توسط بچه پر رو |
|
|
در میان من و تو فاصله ها ست. گاه می اندیشم، می توانی تو به لبخندی این فاصله را برداری! تو توانائی بخشش داری. دستهای تو توانائی آن را دارد؛ که مرا، زندگانی بخشد.
وتو چون مصرع شعری زیبا، سطر برجسته ای از زندگی من هستی.
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه بیست و هشتم مهر 1384ساعت 11:11 توسط بچه پر رو |
|
|
تو با دست مهربونی به تنم مرحم کشیدی برام از روشنی گفتی حلقه شبو دریدی ای طلوع اولین دوست ای رفیق آخر من به سلامت سفرت خوش ای یگانه یاور من مقصدت هر جا که باشه هر جای دنیا که باشی اون ور مرز شقایق پشت لحظه ها که باشی خاطرت که قلبت سپر بلای من بود تنها دست تو رو دیده دست بی ریای من بود
نگو: بار گران بودیم و رفتیم...
نگو: نامهربان بودیم و رفتیم
نگو....؛اینها دلیل محکمی نیست...
بگو با دیگران بودیم و رفتیم!!!!!!!! بر گرفته از اقاقیا |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه هفدهم مهر 1384ساعت 20:49 توسط بچه پر رو |
|
|
به آسانی میشه در دفترچه تلفن کسی جایی پیدا کرد ولی به سختی میشه در قلب او جایی پيدا کرد.
به راحتی میشه در مورد اشتباهات ديگران قضاوت کرد ولی به سختی ميشه اشتباهات خود را پيدا کرد.
به راحتی ميشه بدون فکر کردن حرف زد ولی به سختی ميشه زبان را کنترل کرد.
به راحتی ميشه کسی را که دوستش داريم از خود برنجانيم ولی به سختی ميشه اين رنجش را جبران کنيم.
به راحتی ميشه کسی را بخشيد ولی به سختی ميشه از کسی تقاضای بخشش کرد.
به راحتی ميشه قانون را تصويب کرد ولی به سختی ميشه به آنها عمل کرد.
به راحتی ميشه به روياها فکر کرد ولی به سختی ميشه برای بدست آوردن يک رويا جنگيد.
به راحتی ميشه هر روز از زندگی لذت برد ولی به سختی ميشه به زندگی ارزش واقعی داد.
به راحتی ميشه به کسی قول داد ولی به سختی ميشه به آن قول عمل کرد.
به راحتی ميشه دوست داشتن را بر زبان آورد ولی به سختی ميشه آنرا نشان داد
به راحتی ميشه اشتباه کرد ولی به سختی ميشه از آن اشتباه درس گرفت.
به راحتی ميشه گرفت وی به سختی ميشه بخشش کرد.
به راحتی ميشه یک دوستی را با حرف حفظ کرد ولی به سختی ميشه به آن معنا بخشيد.
و در آخر: به راحتی ميشه اين متن را خوند ولی به سختی ميشه به آن عمل کرد
|
|
+ نوشته شده در
شنبه شانزدهم مهر 1384ساعت 16:32 توسط بچه پر رو |
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه سیزدهم مهر 1384ساعت 17:21 توسط بچه پر رو |
|
|
تو رفتی و منو با خودت بردی خودتم نفهمیدی
ولی چرا این قدر دور
چرا دیگه حال منو نمی پرسی
دیگه برات تکراری شدم ... آره ؟
دیگه من واسط یه مزاحمم ... آره ؟
اشتباه گرفتم ... آره ؟
دیگه دوستم نداری ... آره ؟
دیگه منو نمی خوای ... آره ؟
آره آره آره
تو رو خدا یه چیزی بگو
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه دهم مهر 1384ساعت 19:41 توسط بچه پر رو |
|
|
تو به اندازه تنهایی من خوشبختی من به اندازه زیبایی تو تنهایم
سحرها منتظر ماندم که از این راه تو برگردی
|
|
+ نوشته شده در
شنبه نهم مهر 1384ساعت 9:19 توسط بچه پر رو |
|
|
اي خوش آنروز كه در صفحه شطرنج دلت شاه عشق بودم و با كيش رخت مات شدم
|
|
+ نوشته شده در
شنبه نهم مهر 1384ساعت 8:0 توسط بچه پر رو |
|
|
هنگامي كه در چشمانت نگاه میکردم جمله غمهاي جهان را يكسره از ياد می بردم و هنگامي كه مرا در کوچه های خلوت و تاریک شبانه در آغوش عشق گرفتی احساس کردم بجز تو كسي را ندارم
دوست دارم ۲ تا اندازه خودم ... اندازه خودت |
|
+ نوشته شده در
شنبه نهم مهر 1384ساعت 7:56 توسط بچه پر رو |
|
|
ای آنکه همیشه آرزویت دارم با تو شب و روز گفتگو دارم نه قدرت آمدن به سویت دارم نه طاقت دوری از رویت دارم
|
|
+ نوشته شده در
شنبه نهم مهر 1384ساعت 7:37 توسط بچه پر رو |
|
|
========================================
سینما بید مجنون یادت میاد خیلی خوش گذشت البته نه از فیلمش
|
|
+ نوشته شده در
جمعه هشتم مهر 1384ساعت 17:47 توسط بچه پر رو |
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه هفتم مهر 1384ساعت 17:58 توسط بچه پر رو |
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه هفتم مهر 1384ساعت 13:54 توسط بچه پر رو |
|
|
من به توحيد اعتقادي شگرف دارم و مي دانم خدا يگانه است كه قلب مرا نرم آفريد و مجنونترين نوع مخلوقات نامم نهاد ! اين روزها احساس مي كنم كه تا پرتپش ترين دقايق اوج گرفته ام ... دلم آرام است و روحم صاف ... ذهنم بي كلام است و جاري و سيال ... مي داني روح من چرا بيقرار است ؟ « جستجو ... ! » روح من درخت مي خواهد ... دلم كوه .... و وجودم به استواري يك عقيده و استحكام يك تصميم نيازمند است ... به روزهاي واپسين امتداد نزديك مي شوم و من فهميدم كه رهايي زياد هم سخت نيست .... ! نمي دانم چه خواهد شد ... اصلا چه اهميتي دارد ؟ مهم رهائيست ! راه رهايي گذشت زمان است در ذهن خسته و تكيه دادن .. هيچ عجله نخواهم كرد .. براي يافتن يك دست مهربان هيچ شتاب نخواهم كرد زيرا كه رهايي را بيش از يك دست مهربان بسته به زنجير مي خواهم ... من دست مهربان معصومه ای را صدا مي زنم كه در زنداني ترين ثانيه ها بي وقفه براي دست پرخواهش من تلاش كند ، آزاد و رها .... |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه سی ام شهریور 1384ساعت 14:6 توسط بچه پر رو |
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه سی ام شهریور 1384ساعت 13:30 توسط بچه پر رو |
|
|
میلاد حضرت مهدی(عج) را به تمام مسلمانان جهان تبریک می گویم
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و هشتم شهریور 1384ساعت 17:18 توسط بچه پر رو |
|
|
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم |
|
+ نوشته شده در
جمعه بیست و پنجم شهریور 1384ساعت 20:14 توسط بچه پر رو |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
|
| پیوندهای روزانه |
|
همه چیز اینجا هست آرشیو پیوندهای روزانه |
| نوشته های پیشین |
|
اردیبهشت 1385 آبان 1384 مهر 1384 شهریور 1384 |
| پیوندها |
|
هر كي متقلبه بياد تو !؟ تکچین عکس اقاقیا کسب درآمد بچه پر رو موزیک برنامه شعر شعر قشنگ لینک 1وای اتو بوس 2وای اهالی احساس کتاب رایگان آلبوم کامل خوانندگان fitilepich |
|
RSS
|